اعراب :
( كَيْفَ خُلِقَتْ )
ممكن است در محل نصب بنا بر حاليت از خلقت باشد و ممكن است در موضع نصب بنا بر مصدريت باشد ، و جمله
كَيْفَ خُلِقَتْ
متعلّق به ينظرون باشد ، براى اينكه نظر مؤدّى بعلم مىشود .
إِلَّا مَنْ تَوَلَّى
، استثناء منقطع است ، و سيبويه استثناء منقطع را به كلمه ليكن تقدير نموده و فراء به سواى .
تفسير :
( هَلْ أَتاكَ حَدِيثُ الْغاشِيَةِ )
ابن عبّاس و حسن و قتاده گويند :
خطاب به پيغمبر ( ص ) است ، يعنى قطعا آمده به تو خبر روز قيامت كه احوال و سختى آن همه مردم را فرو ميگيرد يك مرتبه .
محمد بن كعب و سعيد بن جبير گويند : غاشيه آلتى است كه فرا مى گيرد چهرههاى كفّار را به عذاب و شكنجه ، و اين مانند قول خدا ،
تَغْشى وُجُوهَهُمُ النَّارُ
، فرا ميگيرد و ميپوشاند چهرههاى ايشان را آتش .
( وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خاشِعَةٌ )
چهرههايى كه در اين روز ذليل و سر شكسته است ، يعنى بواسطه عذابى كه فرا ميگيرد آنها را و شدايدى كه مشاهده ميكنند ذليل و خوارند ، و مقصود از اين صاحبان وجوه چهرههايند ، و فقط ذكر وجوه براى اينست كه ذلّت و سرشكستگى از آن ظاهر مىشود .
و بعضى گفتهاند : مقصود از اين وجوه و چهره بزرگانست ، مىگويى آمد نزد من وجوه بنى تميم يعنى بزرگان ايشان .
مقاتل گويد : مراد از آن چهرهها تمام كفّارند زيرا كه آنها از عبادت پروردگار سرپيچى كرده و تكبّر نمودند