مىكند از جايى كه به چشم ديده نميشود .
ابراهيم تميمى گويد : اوّل جايى كه وسواس شروع مىكند از قبل وضو است و بعضى گفتهاند : كه معناى قول خدا ،
الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ
انداختن شغل و كاريست در دلهاى مردم بوسوسهاش ، و مقصود اينكه براى او رفقايى است كه بسبب آن وسواس را به سينه ميرسانند و آن نزديكتر از خلوص او به او به سينهاش مىباشد ، و در اين اشاره است به اينكه ضرر و زيان از جهت اين گروه و اينكه ايشان قادر و توانا هستند بر اين مطلب و اگر نبود اين هر آينه امر باستعاذه از ايشان خوب نبود و در اين دلالت است بر اينكه ضررى نيست از كسى كه به او پناه برده مىشود ، و البتّه تمام ضرر از آنست كه از او پناه برده شده است ، و اگر خداوند سبحان خالق زشتيها بود هر آينه تمام ضرر از او عز و جل بود ، و در آن نيز اشاره است به اينكه خداى سبحان رعايت مىكند حال كسى را كه به او پناه برده است پس كفايت مىكند شرّ و ضرر آنها را از او و اگر اين نبود هر آينه دعوت نميكرد كه به او پناه برند از شرور ايشان ، و چون خود را توصيف كرد به اينكه او پروردگار مسلّط و خداى بينياز از خلق است ، پس البتّه كسى كه نيازمند و محتاج غير است .
خدا نميباشد و كسى كه بينياز داناى به بينيازى خود مىباشد اختيار كار زشت نميكند ، و براى همين استعاذه به خدا از شرّ غير او نيكوست .
و عبد اللَّه بن سنان از حضرت ابى عبد اللَّه عليه السلام روايت كرده كه فرمود :
هر گاه
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ
را خواندى در دلت بگو اعوذ بربّ الفلق و هر وقت
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ
خواندى در دلت بگو اعوذ بربّ