و در وسواس آدميان دو وجه است :
1 - اينكه وسوسه انسانى است از خودش .
2 - اغواء و فريب دادن آنست كه او را ميفريبد و گول مىزند از آدميان و بر اين دلالت مىكند قول خدا شياطين الانس و الجنّ ، پس شيطان جن وسوسه مىكند و شيطان آدمى علانيه و ظاهرا ميآيد و ميبيند كه او را نصيحت و خير انديشى مىكند و حال آنكه قصدش شرّ و فريفتن است .
مجاهد گويد : خنّاس شيطانى است كه هر گاه ياد خدا شود مخفى شود و منقبض گردد و وقتى ياد خدا نشود بر تمام قلب گسترش و تسلّط پيدا كند و تأييد مىكند اين را آنچه از انس بن مالك روايت شده كه او گويد ، رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود ، شيطان پوزش را ميگذارد بر قلب پسر آدم ، پس هر گاه ياد خداى سبحان نمايد سرش را مىكشد و هر گاه فراموش كند ياد خدا را قلب او را فرو برد ، پس اين است وسواس خنّاس .
و بعضى گفتهاند : خنّاس معنايش زياد مخفى شدن بعد از ظهور است ، و آن مستور و مخفى از ديده آدميان است براى اينكه وسوسه
هامش
آن از آنچه مشتمل است ، شعر :اوّل و آخر قرآن ز چه با آمد و سين * يعنى اندر ره دين رهبر تو قرآن بسميگويم البتّه قرآن بضميمه خاندان رسالت عليهم السلام نه فقط قرآن زيرا پيامبر اسلام هم فرمود
انى تارك فيكم الثقلين كتاب اللَّه و عترتى ما ان تمسّكتم بهما لن تضلّوا ابدا
، ميان شما دو چيز يادگار و امانت ميگذارم كتاب خدا و عترتم مادامى كه به اين دو متمسّك بشويد هرگز گمراه نميشويد . . .