آزمايش و امتحانست . سپس در عذاب استعمال مىشود .
اعراب :
فرّاء گويد :
قُتِلَ أَصْحابُ الْأُخْدُودِ
. جواب قسم است چنانچه جواب
وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها
. آيه
قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها
. و بعضى گفتهاند كه جواب قسم محذوف است و تقديرش اينست . البتّه امر در پاداش و جزاى اعمال حق است . و بعضى گفتهاند : جواب قسم قول خدا .
إِنَّ الَّذِينَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِينَ
است .
و بعضى گفتهاند : جواب قسم قول خدا .
إِنَّ بَطْشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ
- است .
النّار بدل از اخدود است . بدل اشتمال . به جهت اينكه اخدود شامل مىشود آنچه در آنست از آتش . و
ذاتِ الْوَقُودِ
صفت نار است . و بر اين سؤال مىشود كه چگونه اين آتش اختصاص پيدا كرد . بوقود و حال اينكه هر آتشى برايش گيرانه است به اين سؤال دو جواب داده شده ( 1 ) اينكه گاهى آتش ذات الوقود نميشود مثل آتش سنگ و آتش جگر ( 2 ) اينكه وقود معرّف است پس مخصوص گرديده مثل اينكه آن بعينه وقود و آتش گيرانه است .
چنانچه فرمود :
وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ
. پس . پس آتش گيرانه اينجا بدنهاى مردم است .
إِذْ هُمْ عَلَيْها قُعُودٌ
. اذ اضافه بجمله شده و آن ظرف است براى قول خدا .
قُتِلَ أَصْحابُ الْأُخْدُودِ
. اذ . اخبار بر ادّعا است است . و
أَنْ يُؤْمِنُوا
. در محلّ نصب است بقول خدا نقموا . و تقدير اينست و ما نقموا الّا ايمانهم .
فِرْعَوْنَ وَ ثَمُودَ
. در موضع جرّ بدل از جنود است و ممكن است كه آنها در محلّ نصب باشند باضمار فعل مثل اينكه گفته اعنى فرعون و ثمود .