رَبِّكَ
قرار داده گويد : صفت عرش قرار نميدهم . و بعضى از ايشان آن را صفت عرش قرار داده ابو زيد گويد : گفته مىشود مجدّت الإبل تمجّدا مجودا هر گاه شتر را در زمين پر خار چرا دهد تا سير شود . و امجدت الإبل هر گاه آن را سير كردم . و گفتهاند : در هر درختى آتش است . و استمجد المرخ و العفار يعنى گرديد ماجد در نشان دادن آتش و بعضى گفتهاند : استمجد العفار اذا كثرناه « 1 » و دليل نافع خواندنش محفوظ اينست كه قرآن موصوف بحفظ شده در قول خداى تعالى
( وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ )
و معناى حفظ قرآن اينست كه آن مصون خواهد بود از تحريف و تبديل و تغيير پس آن را چيزى از اينها ملحق نشود و دليل كسى كه محفوظ را جرّ داده اينست كه آن را صفت لوح قرار داده پس ايشان ميگويند اللّوح - المحفوظ .
شرح لغات :
الاخدود : شكاف عميق در زمين است و از آنست آنچه در معجزات پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله روايت شده كه آن حضرت درختى را صدا زد و فرا خواند پس آن درخت زمين را شكافت شكافتنى تا نزد پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله آمد و از آن است ( خدّ ) گونه كه محلّ جريان اشك است . و تخدد لحمه آن گه كه در گوشت راههايى مانند پارگى پيدا شود .
الوقود : چيزيست از هيزم و غيره كه آتش بسبب آن مشتعل و شعلهور گردد . وقود : بفتح واو . و وقود ، بضمّ واو : ايقاد و گيراندن و افروختن آتش است . ميگويند : فتنت الشّىء احرقته .
الفتين : سنگ سياه است مثل اينكه آن محلّ سوختن است و اصل فتنه
هامش
( 1 ) مرخ و عفار دو درخت هستند كه از آنها دو شاخه ميگيرند و بهم ميزنند و از آنها آتش توليد مىشود .