و اين تعريف سختى آن روز است چنان كه گفته مىشود :
( هذا امر يشيب منه الوليد تشيب منه النّواصى ) اين كاريست كه نوزاد كودك را پير و موى سر را سفيد مىكند وقتى بسيار سخت باشد و معنايش اينست به آن چيز شما از عذاب اين روز پناه ميبريد اگر كفر ورزيد و چگونه از خود دفاع ميكنيد عذاب ما را .
نابغه شاعر گويد :
سقط النصيف و لم ترد اسقاطه * فتناولته و اتتنا باليد « 1 »
يعنى پوشيد و روپوشش افتاد و صورتش پيدا شد پس آن را از ما با دستش پوشانيد ، سپس خداى سبحان در تعريف سختى آن روز زياد نموده و فرمود :
( السَّماءُ مُنْفَطِرٌ )
آسمان پاره مىشود براى شدّت و سختى آن روز و هاء
( بِهِ )
به اليوم و آن روز بر ميگردد و اين چنانست كه ميگويند فلانى در كوفه است و معنايش اينست كه آسمان شكافته و پاره مىشود در اين روز از هول و سختى آن و بعضى گفتهاند : بسبب اين روز و هول و شدّت آن و بعضى هم گفتهاند به امر و قدرت خداوند فرمود ( منفطرة ) براى اينكه لفظ سماء مذكّر و جايز است كه هم مذكّر و هم مؤنّث آيد و كسى كه مذكّر آورده مقصودش از سماء سقف است .
و بعضى گفتهاند : معنايش صاحب انفطار چنان كه ميگويند امرأة مطفل يعنى زن اولاد دار و امرأة مرضع يعنى زن صاحب رضاع و شير ده پس مىشود
هامش
( 1 ) نصيف پوشيه و مقنعه را گويند : زنى را تعريف مىكند كه پوشيه و حجاب او افتاد و صورتش باز شد پس با دستش آن را حفظ نمود از نامحرمان .