تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
هامش
عليه السّلام باصحابش ميفرمود : و اللَّه منم نبأ عظيم چنان كه اختلاف كردند تمام امّتها بزبانهاى خودشان . قسم به خدا براى خدا خبرى بزرگتر از من نيست و نه آيه‌اى بزرگتر از من . و نيز ابو النصر در تفسيرش باسنادش از ابان بن تغلب روايت كرده كه پرسيدم از حضرت باقر عليه السّلام از قول خدا .عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ. فرمود : النّبإ العظيم على عليه السّلام است و در باره او اختلاف كردند ( برخى او را خدا و برخى او را امام و خليفه بلا فصل و اهل سنّت او را خليفه چهارم و . . . ) و در باره رسول خدا اختلافى نبوده ( كه نبأ عظيم باشد ) . و نيز باسنادش از عبد خير از علىّ بن ابى طالب عليه السّلام روايت نموده كه فرمود صخر بن حرب ( ابو سفيان ) لعنه اللَّه آمد تا در كنار رسول خدا - نشست . پس گفت كار بعد از شما براى كيست . فرمود براى آنكه او در نزد من بمنزله هارون است از موسى . پس خدا نازل كرد .عَمَّ يَتَساءَلُونَيعنى اهل مكّه ميپرسند از خلافت على عليه السّلام( عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ الَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ. پس بعضى تصديق نموده و برخى تكذيب كردند ولايت او را( كَلَّا سَيَعْلَمُونَ ثُمَّ كَلَّا سَيَعْلَمُونَ )و آن ردّ است بر ايشان به زودى ميشناسند خلافت او را كه حقّ است وقتى كه در گورشان از ايشان پرسيدند پس نميماند مرده‌ى در شرق و غرب و نه در خشكى و نه در دريا مگر اينكه نكير و منكر ميپرسند از او و ميگويند بمرده خداى تو كيست و دين تو چيست و پيامبر و امام تو كيست و در تفسير برهان از اصول كافى باسنادش از ابى حمزه ثمالى از حضرت باقر عليه السّلام روايت نموده كه گفت گفتم به آن حضرت فدايت شوم شيعيان شما ميپرسند از تفسير اين آيه( عَمَّ يَتَساءَلُونَ عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ )پس فرمود : تفسير اين با من است اگر بخواهم خبر مىدهم بايشان و اگر نخواهم نميدهم . سپس فرمود لكن به تو خبر مىدهم تفسير آن را . گفتمعَمَّ يَتَساءَلُونَفرمود : آن در بارهء امير المؤمنين على عليه السّلام است . ميفرمود : امير المؤمنين نيست براى خدا آيه‌اى بزرگتر از من و نه خبرى كه از من بزرگتر باشد . و اين روايت را صفّار هم در بصائرش نقل كرده و در آخرش دارد كه هر آينه البتّه خداوند ولايت مرا بر امّتهاى گذشته واجب كرده بود پس آنها از پذيرفتن آن خوددارى كردند .