هامش
محبّت آميز . و اهل زمين بمنزله اهل يك خانه هستند و براى ماست كه تأسّى و پيروى از صحابه نمائيم زيرا آنها با اينكه اختلاف در فروع احكام با هم داشتند و هيچكس از مسلمين هم منكر اين نيست و همچنين اختلاف در بارهء رجالى مانند جناب ابى طالب كه آيا مؤمن بوده يا نه داشتهاند و اعتقاد بايمان آن بزرگوار جزئى از اعتقادات ضروريه دينيّه نيست . و نه اعتقاد بكفرش . - ( نستجير باللّه ) موجب كفر نميشود و لازمست امساك و خوددارى از بسيارى از امور نمود به جهت تادّب ببرادران مؤمن و منزّه بودن از چيزهايى كه مفيد فايده نيست و پايان ميدهيم سخن را بشعرى كه منسوب بشافعى است .ا من غيره زوّجت فاطم * ا فى غيره هل اتى( هل اتى ) آيا به غير على عليه السّلام فاطمه زهراء عليها السّلام ترويج شد آيا در باره ديگرى سوره هل اتى آمده است .
مترجم گويد : آرى مطلب همين است اگر سياست شوم استعمارگران بگذارد و هر روز در گوشه و كنار جهان مصر و سوريه و حجاز و غيره بر عليه - شيعيان تبليغات سوء نكنند و افتراء بدامن پاك آنها نزنند و آنها را بدتر از يهود عنود معرّفى ننمايند . اكنون مىبينيد كه چگونه وهّابيت در كشور ما رخنه كرده و جوانان خام و ساده لوح ما را اغوا و منحرف نمودهاند . اهل سنّت خود ميدانند كه فرقه رستگار و ناجيه شيعيانند چنانچه مشايخ آنها ميدانستند و اعتراف ميكردند كه
على مع الحق و الحق مع على يدور حيث ما دار
و يا
على مع القرآن و القرآن مع على
يا حديث شريف ثقلين كه فرمود
انّى تارك فيكم - الثّقلين كتاب اللَّه و عترتى ما ان تمسّكتم بهما لن تضلّوا ابدا
. . . و يا دهها و صدها حديث صحيح را در باره آن حضرت و ابو بكر علنا بالاى منبر ميگفت :
( اقيلونى ) اقيلونى و لست بخير منكم و على فيكم يا عمر كرارا گفت لو لا علىّ لهلك عمر . با اين اعترافاتشان آن حضرت را كنار زده و حقّ او را جهرا غصب و موجب هزارها ستم و جنايت تا امروز شدند . در خطبه شقشقيه نهج البلاغه فرمود
لقد تقمّصها ابن ابى قحافه و انّه ليعلم انّ محلّى منها محلّ القطب من الرّحى . . . .
هر آينه پسر ابى قحافه غصب خلافت نمود و لباس آن را در بر كرد و حال آنكه بطور قطع و يقين ميدانست مقام من از خلافت مقام ميله آسيا بست كه تا نباشد