تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥
بنى جشم گفته و گويد : بنى جشم از هر صفت و منقبت خوبى غافل و بى خبر ماندند ، شاهد در كلمه الهى است كه به معناى سرگرمى و وسيله غفلت آمده . امرؤ القيس گويد :
فمثلك حبلى قد طرقت و مرضع * فالهيتها عن ذى تمائم محوّل
پس مثل تو زن آبستن كه من با او آميزش كردم و او را سرگرم نمودم از طفل شيرخوارى كه يك ساله بود ، شاهد در كلمه ( فالهيتها ) است كه به معناى سر گرمى است .

شأن نزول :

اين آيات درباره عبد اللَّه بن ابى و ياران او نازل شده و اين در وقتى بود كه پيامبر خدا ( ص ) مطّلع شد كه بنى المصطلق براى جنگ با - پيغمبر گرد آمده و رئيس آنها حارث بن ضرار پدر جويريه همسر پيغمبر ( ص ) است ، و چون پيغمبر ( ص ) شنيد بسوى ايشان بيرون رفت تا در كنار آبى از آبهاى ايشان كه مريسيع از ناحيه قديد تا ساحل و كنار درياى سرخ ، با آنها تلاقى نمود ، پس مردم با هم جنگيدند و كشتند از يكديگر و خدا بنى المصطلق را فرارى نمود ، و كشته شدند از ايشان كسانى كه كشته شدند و پيامبر خدا ( ص ) زنها و اولاد و اموالشان را بغنيمت گرفت ، پس مردم بر كنار آن آب مشغول جمع غنائم و انفال بودند كه وارد شد دسته اى از مردم و با عمر بن خطاب اجير و مزدورى از بنى غفار بنام جهجاه بن سعيد كه اسب عمر را ميكشيد بود ، پس جهجاه و سنان جهنى از بنى عوف بن خزرج بر سر آب نزاع كردند ، پس جهنى فرياد زد اى گروه انصار و غفارى ، فرياد زد اى گروه مهاجرين ، پس يك نفر از مهاجرين به