و ما بعد آن از لعلّى و همين طور قول او :
ايّا سلكت فانّنى لك كاشح * و على انتقاصك فى الحياة و ازدد
هر كجا كه تو به روى البتّه من بر تو خشمگينام و بر زمين زدن تو و عيب گرفتن بر تو در زندگىام پس افزون كن ، شاهد در كلمه ( و ازدد ) است كه در جاء فاء محذوف قرار دارد و حمل كرده و ازدد را بر محل فاء و ما بعد آن .
و امّا قول ابى عمر و ( و اكون ) پس البتّه حمل كرده آن را بلفظ اصدق نه محل و حمل بر لفظ بهتر از حمل بر محل است براى ظهور آن در لفظ و نزديك بودن آن و گمان كردهاند كه در حرف ابى عمرو ( فاتصدّق و اكون ) است و كسى كه بما يعملون بياء خوانده پس بنا بر قول او
وَ لَنْ يُؤَخِّرَ اللَّهُ نَفْساً
بعلّت اينكه نفس اگر چه در لفظ يكيست ، پس مراد به او كثرت است و كسى كه بتاء تعملون خوانده آن خطاب بحاضر و حمل شايع است .
لغت :
الانفضاض : پراكندگى و تفرّق ( و فض الكتاب ) وقتى كه آن را با زور پراكنده نمود ، و فضّه را فضّه و نقره ناميدهاند براى پراكندگى آنست در قيمت و بهاء اشياء خريدارى شده .
الهاك : هر چيزى كه تو را مشغول از چيزى نمايد ، البتّه تو را سرگرم و غافل نموده است . شاعر گويد :
الهى بنى جشم عن كل مكرمة * قصيده قالها عمرو بن كلثوم
عمرو بن كلثوم ( كه از شعراى عرب بوده ) قصيدهاى در هجو قبيله