راصد به معناى حافظ است .
اعراب :
بلاغا منصوب است براى اينكه بدل از ملتحد است . يعنى هرگز ملجئى و پناهگاهى نمىيابم مگر اينكه ابلاغ كنم آنچه را كه خدا مرا ارسال به آن نموده است پس اوست ملجاء امن . و رسالاته منصوب است بعطف بر محذوف ، و تقدير اينست الّا بلاغا من اللَّه و آياته و رسالاته . مگر رساندن از خدا آيات و رسالات او را . قول خدا .
مَنْ أَضْعَفُ ناصِراً
. جملهء من مبتداء و خبر آن تعليق اضعف و اقلّ است و ناصرا منصوب بر تميز بودن است و همين طور قول خدا عددا تميز است و قول خدا .
أَ قَرِيبٌ ما تُوعَدُونَ
. استفهام با آنچه در حيّز آن است تعليق است .
إِلَّا مَنِ ارْتَضى
ممكن است كه من مبتداء و قول خدا
فَإِنَّهُ يَسْلُكُ
خبرش باشد . و ممكن است كه استثناء منقطع باشد و عددا از يكى دو جهت منصوب باشد . ( 1 ) بر معنى
وَ أَحْصى كُلَّ شَيْءٍ
در حال عدد پس بر او مخفى نماند سقوط برگى از درخت و نه حبّهاى و نه ترى و نه خشكى ( 2 ) اينكه در محلّ مصدر باشد براى اينكه معنايش و عدّ كلّ شيء عددا . از زجاج .
تفسير و مقصود :
سپس خداوند سبحان پيغمبرش را مخاطب فرموده و گفت اى محمّد
( قُلْ )
بگو باهل تكليف .
إِنِّي لا أَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَ لا رَشَداً
يعنى من قادر بر رفع ضررى از شما نيستم و نميتوانم خيرى بشما برسانم . فقط تنها قادر بر اين خداى تعالى است و ليكن من پيامبرم و بر من نيست مگر تبليغ رسالت و دعوت بدين و هدايت