« ودّا » تو را زنده و جاويد دارد كه هدايت كردى اين جماعت را و به تو پاداش اين راهنمايى را به بالاترين فضيلت عطا نمايد . شاهد اين بيت كلمه ودّ است كه مفتوح خواندهاند .
ابو الحسن گويد : اهل مدينه واو ودّا را ضمّه دادهاند و شايد ، لغتى در اسم صنم باشد و شنيدم اين شعر را :
حيّاك ودّ فانّا لا يحلّ لنا * لهو النّساء و انّ الدّين قد عزما
ودّ تو را زنده دارد . براى ما بازى كردن زنها حلال نيست و البتّه دين ما را مصمّم اين كار نموده است شاهد اين بيت ودّ است كه واوش مضموم مىباشد .
و خطاياهم جمع تكسير و شكسته و خطيئات جمع تصحيح و ما زايده مانند آنست كه در قول خدا فبما رحمه من اللَّه و فبما نقضهم ميثاقهم است .
شرح لغات :
الفجاج : راههاى وسيع پراكنده مفردش فج ، و بعضى گفته فجّ راه رفتن ميان دو كوه ( يعنى درّه ) است .
السّواع : در اينجا صنم و در غير اين مورد ساعتى از شب است و مثل آنست سعواء .
الكبار : كبير و بزرگ حسابى است . ميگويند كبير و كبار و كبّار و مانند آنست عجيب و عجاب و عجّاب و حسن و حسان و حسّان . روايت شده كه عربى شنيد پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله ميخواند و مكروا مكرا كبارا .
گفت اى محمّد چه اندازه خداى تو فصيح است . و اين از ظلم و نادانى اعراب است براى اينكه خداى تعالى موصوف بفصاحت نميشود .