ذراع است .
سويد بن نجيح گويد : تمام اهل آتش در اين سلسله هستند و اگر حلقهاى از آن را بر كوه گذارند آن كوه از حرارت آن آب شود . سپس خداوند سبحان فرمود :
إِنَّهُ كانَ لا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ الْعَظِيمِ
زيرا او ايمان نياورد بخدايى كه بزرگ است شأن او يعنى در دار تكليف موحّد به خدا نبود و او را تصديق نكرد .
وَ لا يَحُضُّ عَلى طَعامِ الْمِسْكِينِ
و مردم را به طعام دادن فقير ترغيب نميكرد . و مسكين نيازمند بينوا است . يعنى منع ميكرد زكات و حقوق واجبه را از مستمندان .
فَلَيْسَ لَهُ الْيَوْمَ هاهُنا حَمِيمٌ
پس براى او در اين روز دوستى يعنى رفيقى سودمند به حال او باشد نيست .
وَ لا طَعامٌ
يعنى و براى او در اين روز طعامى نيست .
إِلَّا مِنْ غِسْلِينٍ
و آن چرك و خون اهل آتش و چيزيست كه از اهل آتش جارى مىشود . پس طعام چيزيست كه براى خوردن آماده شده باشد و براى همين خاك را طعام انسان نميگويند . پس چون چرك و خون آماده براى خوراك اهل آتش شده براى آنها طعام مىباشد .
و بعضى گفتهاند : اهل آتش چندين طبقه و گروهند . بعضى از ايشان طعامش غسلين است و برخى از آنها طعامش زقّوم است و گروهى از آنها طعامش ضريع است زيرا در جاى ديگر فرموده نيست براى ايشان طعامى مگر از ضريع .
قطر گويد : ممكن است ضريع همان غسلين باشد . پس از آن به دو