أُوتِيَ
و امّا آن كس كه داده شد يعنى عطا شد به او
( كِتابَهُ )
پروندهاى كه آن نامه اعمال اوست
بِشِمالِهِ فَيَقُولُ يا لَيْتَنِي لَمْ أُوتَ كِتابِيَهْ
بدست چپ او ، پس ميگويد اى كاش كتاب من به من داده نشده بود يعنى آرزو ميكرد كه كاش به او داده نشده بود براى آنچه كه ميبينيد در آن از اعمال قبيحهاى كه صورتش سياه مىشود از خجالت .
وَ لَمْ أَدْرِ ما حِسابِيَهْ
يعنى و نميدانم حساب من چيست براى اينكه نتيجه و حاصلى در اين حساب براى او نيست و جز اين نيست كه تمام آن پرونده بر عليه و زيان اوست .
يا لَيْتَها كانَتِ الْقاضِيَةَ
هاء در ليتها كنايه از حالتيست كه ايشان در آن هستند .
و بعضى گفتهاند : آن هاء كنايه از مرگ اوّل است . و القاضيه قطع كننده حياة و زندگيست ، يعنى اى كاش مرگ اوّلى كه ما را فرا گرفت و مرديم بعد از آن زنده نميشديم . فرّاء گويد : آرزو مىكند دوام مرگ و اينكه براى حساب زنده و برانگيخته نشود .
قتاده گويد : آرزوى مرگ مىكند در حالى كه در دنيا نزد او چيزى مكروهتر از مرگ نبود .
ما أَغْنى عَنِّي مالِيَهْ
يعنى مال من دفاع نكرد چيزى از عذاب خدا را از من .
و بعضى گفتهاند : يعنى من همّت و كوشش خود را در دنيا منحصر بر تحصيل مال كردم كه از من مصيبتى و بلائى را بر طرف كند . پس امروز سودى براى من ندارد .