تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
( كه ديگر هرگز زنده نشدمى ) . 28 - مال من ( عذاب را ) از من دفع نكرد . 29 - فرمانروائيم از من برفت . 30 - ( بفرشتگان گويند ) او را بگيريد و در غلش كشيد . 31 - سپس او را در آتش بزرگ در آوريد . 32 - سپس او را بزنجيرى كه درازايش هفتاد ذرع است درآوريد . 33 - زيرا كه او ( در دنيا ) بخداى بزرگ ايمان نمىآورد . 34 - و ( مردم را ) بطعام دادن تهيدست و فقير ترغيب نميكرد . 35 - پس امروز در اينجا براى او دوستى نيست . 36 - و نه طعامى مگر از چرك و كثافت دوزخيان . 37 - آن را جز خطاكاران ( كه بسوى باطل ميروند ) نميخورند .

لغت :

القاضيه : آنكه بسبب ميرانيدن جدايى مياندازد هر گاه كسى مرد ميگويند فلانى قضى و اصل آن جدا كردن بريدن كار است و از آنست قضاوت حاكم و از آنست قضاء و حكم الهى و آن در اخبار چيزى مىباشد كه بنا بر قطع باشد . التصليه : لازم بودن آتش است و از آنست اصطلاء نشستن نزديك آتش . الجحيم : آتش بزرگ و زياد . السّلسله : حلقه‌هاى منظّم شده‌اى كه هر حلقه‌ى در حلقه ديگرى باشد و ميگويند سخنش مسلسل است هر گاه چيزى از كلامش بستگى به ديگرى