آخرين درجه فرياد است كه ناگاه از سينه بيرون ميآيد .
و بعضى گفتهاند : كه شهيق در سينه و زفير در گلوست .
و الفور : بلند شدن چيزيست بسبب جوش آمدن ميگويند : ديك جوش آمد و ميجوشد و از آن است فوّاره براى بلند شدن آب و از آن است فوران خون از دمل و جراحت و فوران آب از زمين .
السّحق : به معناى دوريست ميگويند خدا ايشان را دور دارد دور داشتنى ، و سحقا يعنى خداوند ايشان را ملزم فرموده كه از هر خيرى دور باشند . پس مصدر بر غير لفظ آن آمده چنان كه فرمود :
وَ اللَّهُ أَنْبَتَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ نَباتاً
خداوند براى شما رويانيد از زمين گياهى . و تقديرش اينست فأسحقهم اسحاقا . پس خداوند دور داشت ايشان را دور داشتنى و امّا سحقته سحقا . معنايش اينست دور كردم او را بجدا كردن از حال اجتماع او را تا اينكه مانند غبارى گرديد .
تفسير و مقصود :
چون خداوند تهديد شيطانى كه بسوى گمراهى و كفر دعوت ميكردند قبلا بيان نمود بدنبال آن تعقيب كافران و گمراهان را ياد نموده فرمود :
وَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ عَذابُ جَهَنَّمَ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ
و براى كسانى كه به پروردگارشان كافر شدند عذاب دوزخ و بد جايگاهى است ، يعنى بد است مكان برگشت و پايان كار آنها . و مصير و مرجع را توصيف به كلمهء بئس نمود كه از صفات مذمّت است و حال آنكه عقاب نيكو است براى اينكه در آن ضرر و زيانى است كه هر عاقل بايد بنهايت سعى و كوشش خود از آن پرهيز نمايد . و جايز نيست بر اين قياس فاعل عقاب را به بئس توصيف