حضور پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله تعريف كردند پيغمبر ( ص ) فرمود عقلش ، چطور است . گفتند اى رسول خدا ما شما را از اجتهادش در عبادت ، و كارهاى خوبش خبر ميدهيم شما از ما از عقل وى ميپرسيد . فرمود : البتّه احمق ( كم عقل يا بى عقل ) بسبب حماقت و كم عقليش ميرسد به چيزى كه از گناه گناهكار بزرگتر است . و بندگان خدا فرداى قيامت از درجات بالا ميروند و بمقام قرب پروردگارشان ميرسند به اندازه عقلشان . سپس خداوند سبحان فرمود .
فَاعْتَرَفُوا بِذَنْبِهِمْ
پس اقرار و اعتراف بگناهشان نمودند در اين وقتى كه اقرار و اعتراف سودى بحالشان ندارد . و اقرار مشتق از قرّ الشيء تقرّ قرار است وقتى كه ثابت شود . و اعتراف از معرفت گرفته شده . و ذنب مصدر است . نه تثنيه مىشود و نه جمع و وقتى جمع و ذنوب گفته شد براى اختلاف جنس گناه است .
فَسُحْقاً لِأَصْحابِ السَّعِيرِ
پس دورى باد بر اهل آتش . و اين نفرين بر ايشانست يعنى خدا ايشان را محروم و دور از نجات بدارد . دور داشتنى .
و هر گاه گفته شود . اعتراف ايشان بگناه با آن رسوايى كه برايشان هست چه صورتى دارد . جواب داده مىشود . ايشان ميدانند كارشان برسوايى كشيده چه اقرار بكنند و چه نكنند . پس نيست كه بخواند ايشان را بيكى از دو كار مگر مثل آنچه به ديگرى خوانده شدهاند . در اينكه فرجى و گشايشى در آن نيست . پس كار بر ايشان يكسانست و عدم اعتراف ، و اظهار ناراحتى كردن و يا ابراز نكردن .