و در لفظ جبرئيل چهار لغت آمده : 1 - جبرئيل بر وزن قنديل 2 - جبرئيل بر وزن عندليب 3 - جبرئيل بر وزن جحمرش 4 - جبرئيل بفتح جيم و كسر راء بدون همزه و آن از وزنهاى عرب خارج است بعلّت اينكه آن در عربيت مثل قنديل نيست و البتّه به تمام اين چهار لغت خوانده شده است و ما گفتيم اختلاف قرائت را در لفظ جبرئيل در سورهء بقره .
و بعضى از عربها هستند كه جبرال را بتشديد لام ميگويند . و بعضى از ايشانند كه لام را تبديل بنون نموده و جبران ميخوانند و قول خدا
هُوَ مَوْلاهُ
در ( هو ) دو وجه جايز است :
1 - اينكه فصلى باشد كه داخل شده تا اينكه فصل ميان نعت و خبر باشد و كوفيها آن را عماد مينامند .
2 - اينكه مبتداء باشد و مولاه خبر و جمله خبر انّ است ، و كسى كه ( مولاه ) را بمعنى سيّد و خالق قرار داده وقف بر قول خدا ( مولاه ) نموده و جبرئيل را مبتداء و صالح المؤمنين را عطف بر آن و ملائكه نيز عطف بعد از عطف قرار داده و ظهير را خبر او و اين جايز است براى اينكه فعيل بر صيغهء مفرد و جمع واقع مىشود مانند فعول خداوند سبحان فرموده
خَلَصُوا نَجِيًّا
پس ظهير مثل نجّى است و قال
فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِي
و گفت پس البتّه ايشان دشمن منند .
و كسى كه ( مولاه ) را به معناى ولى و ناصر قرار داده جايز دانسته كه وقف بر قول خدا و جبريل و بر صالح المؤمنين نموده و شروع كند ،
وَ الْمَلائِكَةُ بَعْدَ ذلِكَ ظَهِيرٌ
. پس ظهير راجع بملائكه باشد .