يعنى بر مومن پوشيده نيست اين نقطه مقابلهاش بد و خوب را ميشناسم .
پس مقصود اينست جازى على بعض . برخى را كيفر داد و از بعضى چشم پوشيد و صرف نظر كرد و مانند آنست آيه و ما تفعلوا من خير يعلمه اللَّه ، فمن يعمل مثقال ذرّة خيرا يره يعنى ميبيند پاداش او را . قول خدا . يرى از رؤيت عين است . و از آنچه را كه كيفر و مجازات كرد بر او يك طلاق دادن حفصه بود . و امّا عرّف بتشديد . پس معنايش معرّفى كرد بعضى را و از پارهء ديگر اعراض نمود و او را بر طريق بزرگوارى و چشم پوشى معرّفى نكرد و امّا تظاهرا . پس اصل در آن تتظاهرا به دو تاء بوده پس در قرائت اوّلى را به سبب حذف تخفيف داده شده و در قرائت ديگرى با ادغام و تشديد ذكر شده است .
لغت :
الحرام : فعل زشتى است كه از آن منع شده است بسبب نهى ( لا تزن و لا تشرب ، و لا تسرق ، زنا نكن ، شراب نياشام ، دزدى نكن ) .
و نقيض آن حلال است . و آن نيكو و خوب مطلق است بواسطه اذن در آن .
التحريم : بيان كردن است كه چيز حرام است جايز نيست و تحريم واجب كردن منع و بازداشتن از آن فعل منهى و حرام است .
الابتغاء : بمعنى طلب و خواستن است و از آنست معنى طلب بلندى و برترى كردن بدون حقّ .
التحلة و التحليل : بيك معنى و هر دو مصدر و بمعنى گشودن است براى قول ايشان : حللت له كذا . بر او چنين حلال كردم و گشودم . و