تحلّه اليمين . گشودن قسم كاريست كه تبعات قسم را ساقط مىكند . و يمين مفرد ايمان و آن قسم است و مثل اينست كه از قوّه و نيرو گرفته شده باشد براى اينكه سخنش را بسبب سوگند و قسم تقويت مينمايد .
و بعضى گفتهاند : كه آن از جارحه گرفته شده براى اينكه عادت ايشان بود كه موقع قسم خوردن دست خود را بر دست ديگر ميزدند . بر دست چپ ميزدند .
و الاسرى : انداختن معنى است بدل كسى كه با او حديث شده ، بر طريق پنهانى .
و التّظاهر : كومك و يارى كردن بهم است ، و ظهير بمعنى معيّن و ياور و ريشهء آن از ظهر است كه بمعنى پشت و نيرو مىباشد .
و السّائح : جارى و روان را گويند و عرب به آبى كه هميشه روان باشد سايح گفته سپس مردى را كه همواره در روى زمين مسافرت نمود و شهرها را سير مىكند سايح و سيّاح گويد .
و الثيب : زينت كه بعد از زوال بكارت و دختر از شوهر برگشته است از مادّه ثاب يثوب هنگامى كه برگشت .
و البكر : آن زنيست كه بر حالت اوّل قبل از زوال بكارت باشد .
اعراب :
در جمع قلوب در قول خدا
صَغَتْ قُلُوبُكُما
چند وجه گفته شده :
1 - تثنيه در معنى جمع است زيرا بمعنى ضمّ چيزى با چيز ديگر است پس جمع را در جاى تثنيه گذارده . چنان كه گفته :
وَ كُنَّا لِحُكْمِهِمْ شاهِدِينَ
و حال آنكه آنها فقط داود و سليمان عليهما السّلام بودند .