و بعضى گفتهاند : بيان نمود براى هر چيز مقدارى بحسب مصلحت در اباحه و ايجاب و ترغيب و ترهيب چنان كه در طلاق و عدّه و غير آنها بيان نمود .
و بعضى گفتهاند : خداوند البتّه براى هر چيزى از شدّت و رفاهيت وقت و غايتى و پايانى قرار داده كه به آن منتهى مىشود سپس بيان فرمود اختلاف احكام عدّه را باختلاف احوال زنها و فرمود :
وَ اللَّائِي يَئِسْنَ مِنَ الْمَحِيضِ مِنْ نِسائِكُمْ
و آنهايى كه مأيوس از حيض شدن هستند از زنهاى شما و حيض نميشوند .
إِنِ ارْتَبْتُمْ
اگر در شك و ريب شديد پس نميدانيد براى سالخوردگى حيض از آنها برداشته شده يا براى عارضى قطع گرديده است .
فَعِدَّتُهُنَّ ثَلاثَةُ أَشْهُرٍ
پس عدّهء آنها سه ماه است و ايشان ، آن زنانى هستند كه امثال آنها حيض مىبينند . براى اينكه اگر در سن كسى بودند كه حيض نميشد معنايى براى ارتياب نبود و اين است آن چيزى كه از امامان ما عليهم السّلام روايت شده است .
مجاهد و زهرى و ابن زيد گويند : يعنى اگر شما شك كرديد و ندانستيد كه آيا خون آنها حيض يا استحاضه است . پس عدّه آنها سه ماه است .
و بعضى گفتهاند : يعنى اگر درباره حكم آنها شك كرديد و ندانستيد حكم آنها چيست ؟
وَ اللَّائِي لَمْ يَحِضْنَ
و آنهايى كه حيض نميشوند : تقديرش چنين است و آنهايى كه حيض نميشوند اگر شك كرديد . پس عدّهء آنها نيز سه ماه است و اين مدّت حذف شده براى دلالت كلام اوّل بر آن ، و آنها زنهايى هستند كه