هامش
دنبالهء پاورقى از صفحهء قبل :
و اطّلاعات من نيستى .
گفت : اگر نگويى تو را ميزنم و ميكشم .
غلام گفت : هر چه خواهى بكن خودت هم نابود ميشوى .
ارباب گفت : اگر بگويى هر چه ميخواهى به تو مىدهم .
غلام گفت : نخواهم گفت مگر به خود پادشاه .
بالآخره وزير ديد غلام به هيچ تهديد و تطميع تسليم نميشود ناچار او را با خود بحضور پادشاه برد ، پس پادشاه گفت :
وزير آوردى معناى( كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ )را ، وزير گفت : بلى قربان گفت : بگو ، گفت : اين غلام چاكر ميداند او را آوردهام تا بعرض ملوكانه برساند .
شاه با تعجّب گفت : غلام ميدانى« كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ »يعنى چه ؟ غلام به خاك افتاده و پس از تعظيم گفت :
اعليحضرتا خود خداوند متعال اين آيه را در سورهء آل عمران آيهء : 26 تفسير و معنا كرده :
شاه گفت : در كدام آيه ؟
غلام گفت : آيهء ملك« قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ، بگو مالك ملك و حكومت جهان هستى باللّه است بار خدايا تويى بهر كس بخواهى حكومت و شاهى دهى و تويى كه ملك را از هر كس بخواهى باز ستانى و هر كس را بخواهى عزيز نمايى و هر كس را بخواهى خوار و ذليل كنى همهء خوبى ها بدست توست و مسلّما تو بهر چيز توانايى .
شاه از شنيدن اين تفسير و معنا بقدرى خوشش آمد كه زياد احسنت احسنتش بلند و فورا فرمان داد رئيس تشريفاتش خلعت وزارت را از دوش وزير برداشته و بر شانهء غلام گذارد .
پس غلام باز به خاك افتاد و گفت : پادشاها عرض نكردم دست خدا هر روز