ريحان بر آن واقع شده و مثل آنست كه اراده شده بريحان دانه هر گاه از پوست هايش جدا شود ، پس بر او رزق اطلاق مىشود براى عموم منفعت به آن و اينكه آن روزى براى مردم و غير مردم است ، و بعيد است كه ريحان بوئيدنى در اين مواضع باشد ، و البتّه آن قوّت مردم و حيوانات است ، چنانچه ميفرمايد :
( فَأَخْرَجْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْ نَباتٍ شَتَّى كُلُوا وَ ارْعَوْا أَنْعامَكُمْ )
پس بيرون آوريم بسبب آب جفتهايى از گياهان بسيار بخوريد و حيوانات خود را بچرانيد .
و قول او
( وَ السَّماءَ رَفَعَها )
ابن جنّى گويد : رفع در اينجا ظاهرتر از قرائت جماعت قرّاء است كه بنصب خواندهاند و اين رفع جهتش اينست كه آن را صرف بابتداء نموده براى آنكه عطف كرده آن را بر جمله مبتداء و خبر و آن قول او :
( وَ النَّجْمُ وَ الشَّجَرُ يَسْجُدانِ )
است و امّا قرائت عموم قرّاء بنصب پس آن عطف بر يسجدان تنهاست و آن جملهاى از فعل و فاعل است و عطف اقتضا مثليّت ، در تركيب جملهها مىكند پس تقديرش مىشود ( يسجدان و رفع السماء ) پس چون اضمار و پنهان نمود رفع را تفسير كرد آن را بقولش ( رفعها ) مثل قول تو كه مىگويى ( قام زيد و عمرا ضربته ) يعنى و ضربت عمرا براى آنكه عطف شود جملهاى از فعل و فاعل بر جمله ديگرى مثل آن .
و امّا قول او ( تخسروا ) بفتح تاء پس آن بنا بر حذف حرف جرّ است يعنى ( لا تخسروا فى الميزان ) در سنجش نقصان نكنيد و كم ندهيد ، پس چون حرف جرّ حذف شده ناچار شده كه فعل را منصوب بخواند مثل قول او كه مى فرمايد : ( و اقعدوا لهم كلّ مرصد ) يعنى در هر مرصد و كمينگاه يا ( على كلّ مرصد ) يا بر هر كمينگاهى .
و امّا تخسروا ) بفتح تاء و كسر سين پس بنا بر ( خسرت الميزان ) است