برده « و لا تخسروا » بفتح تاء و سين و نيز بكسر سين قرائت كرده .
دليل اين قرءات :
ابو عبيده گويد : العصف آنست كه ميخشكد و سخت مىشود و خورده مىشود از زراعت مثل گندم و جو و آن عصيفه مغز گندم و زراعت است .
علقمة بن عبده گويد :
تسقى مذانب قد مالت عصيفتها * حدورها من اتىّ الماء مطموم
چنان از فراق محبوبش ميگريد كه گويا سيل اشك متوجّه برگ گل روى او شده و گودى گونه او از اشك پر گشته است .
و ريحان دانه ايست كه ميخورند ميگويند : « سبحانك و ريحانك » يعنى روزى تو نمر بن تولب گويد :
سلام الاله و ريحانه * و رحمته و سماء درر
درود خدا و روزى او و رحمت او و آسمان كه بارنده او براى تو باد .
و بعضى گفتهاند : كه عصف و عصيفه برگ زراعت است .
از قتاده نقل شده كه : عصف كاه است و كسى كه ( و الحب ذا العصف ) قرائت كرده حمل كرده آن را بر ( و خلق الحب و خلق الريحان ) و آن رزق است - و تقويت مىكند اين را قول او كه ميفرمايد
( فَأَخْرَجْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْ نَباتٍ شَتَّى )
و كسى كه ريحان را رفع داده پس تقدير آن را چنين دانسته ( فيها فاكهة و الريحان و الحب ذو العصف ) و كسى كه جرّ داده پس تقدير آن را ( فالحب ذو العصف و ذو الريحان ) يعنى از دانهء رزق و روزيست ، پس اگر گفتى كه عصف و عصيفه هم نيز روزيست پس مثل آنست كه گفته است : ذو الرزق و ذو الرزق .
گفته مىشود اين ممتنع نيست ، براى آنكه عصيفه رزقى است غير رزقى كه