است هر چند كه جماعت قرّاء بنصب خواندهاند و اين براى اينست كه آن از موارد ابتداء پس آن مثل قول تو ( زيد ضربته ) مىباشد ، پس آن مذهب صاحب « الكتاب » ( سيبويه ) است براى آنكه آن جمله است كه در اصل خبر از مبتداء واقع شده ، در قول تو كه مىگويى « نحن كل شيء خلقناه به قدر » پس آن مثل قول تو زيد هند ضربهاست ، سپس ( انّ ) داخل شده پس نصب داده اسم را و خبر بر تركيبى كه بر آن بوده باقى مانده و محمد بن يزيد هم نصب را اختيار كرده براى آنكه تقديرش اينست ( انا فعلنا كذا ) و فعل منتظر بعد ( انّا ) است ، پس چون ما قبلش دلالت بر آن مىكند اضمارش نيكوست .
ابن جنّى گويد و اين چيزى نيست براى اينكه اصل در خبر مبتداء اين است كه اسم باشد نه اينكه فعل ، خبر منفرد باشد ، پس معناى انتظار فعل در اينجا چيست ؟ و خبر ( انّ ) و اخوات آن مثل خبرهاى مبتداء است و قول - خدا ( نهر ) جمع نهر پس مثل اسد و اسد و وثن و وثن مىباشد و ممكن است كه جمع نهر مثل سقف و سقف و رهن و رهن باشد .
تفسير آيات :
سپس خداوند سبحان كفّار مكّه را تخويف داده و گفت :
( أَ كُفَّارُكُمْ خَيْرٌ )
آيا كفار و ناگرويدگان شما سختتر و قوىترند .
( مِنْ أُولئِكُمْ )
از اين گروهى كه يادشان نموديم و هلاكشان كرديم و اين استفهام انكاريست يعنى شما برتر از قوم نوح و عاد و ثمود نيستيد ، نه در نيرو و نه در ثروت و توانگرى و نه در كثرت عدد و وسايل ، و مقصود از چيزهايى است كه متعلّق باسباب دنيا باشد نه اسباب دين و معنا اينست كه هر گاه