تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
و اولاد شوهرانشان نيستند بشوهرانشان نچسبانند . فراء گويد : زن بود كه طفل سر راهى را برداشته و به شوهرش ميگفت : اين بچّه من از تو است ، پس اين بهتان دروغى بود بين دستها و پاهايشان و اين چنانست كه نوزاد را وقتى كه مادرش ميزايد ميان دستها و پاهايش ميافتد ، و معنايش اين نيست كه بچّه را از زنا ميآوردند پس نسبت به شوهرشان دهند چون كه در شرط بيعت اين بود كه زنا ندهند و اين جلوتر ياد شده بود . و بعضى گويند : بهتانى كه از آن منع شدند قذف محصنات و نسبت زنا به زنان عفيفه و دروغ بر مردم بستن و اضافه كردن بچّه‌هاى سر راهى را بر شوهر خود بر باطل در حال و آينده از زمان بود .
( وَ لا يَعْصِينَكَ فِي مَعْرُوفٍ )
و نافرمانى تو نكنند در بجا آوردن نيكويى و آن تمام چيزهاييست كه امر به آن فرموده ، زيرا كه آن حضرت عليه السلام امر نميكند مگر بمعروف ، و معروف نقيض منكر است و آن هر چيزيست كه دليل عقلى و سمعى ( نقلى ) دلالت بر وجوب و استحباب آن نكند و معروف هم ناميده شده است ، چون كه عقل اعتراف به معروف بودن و خوبى آن مىكند از جهت بزرگى و نيكويى آن . هر دو مقاتل « 1 » و كلبى گويند : مقصود بمعروف در اينجا منع از نوحه سرايى و پاره كردن لباس و كندن موى و چاك زدن گريبان و خراشيدن صورت و واى واى گفتن است ، و اصولا معروف هر نيكى و پرهيزگارى و امريست كه موافق طاعت خداى تعالى باشد .
هامش
( 1 ) - اوّلى مقاتل بن سليمان خراسانى ساكن مرو بوده و در سال 105 ه مرده و او را اكثر اهل سنّت تضعيف كرده‌اند چون شيعه و از اصحاب حضرت امام