پيمان و عهد بگيرد از آنها به آنچه كه صلاح ايشانست از شأن ايشان در دين و نفوس و همسرانشان و اين در صدر اسلام بود ، و براى اينكه شكافى به سبب آنها پيدا نشود وقتى كه احكام تشريع شد ، پس پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله با آنها بيعت كرد براى قطع بر اين مطلب ، سپس خداوند سبحان مؤمنين را خطاب فرمود و گفت :
( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ )
اى كسانى كه ايمان آوردهايد دوست نگيريد قومى را كه خدا بر آنها غضب فرمود ، يعنى يهوديها را دوست خود نگيريد :
و دو مقاتل گويند : اين براى آن بود كه جماعتى از بينوايان و مستمندان مسلمين به يهوديها اخبار مسلمين را ميرسانيدند و گزارش ميدادند تا شايد از ميوهجات آنها بهرهمند شوند ، پس خداوند نهى از اين فرمود .
و بعضى گويند : اراده نموده تمام كفّار را يعنى كافرى از كفّار را دوست ، خود نگيريد سپس توصيف نمود كفّار را و گفت :
( قَدْ يَئِسُوا مِنَ الْآخِرَةِ )
بتحقيق كه نوميد شدند از ثواب آخرت .
( كَما يَئِسَ الْكُفَّارُ مِنْ أَصْحابِ الْقُبُورِ )
مجاهد و سعيد بن جبير گويند :
چنان كه يهود مأيوس شدند به تكذيبشان حضرت محمّد صلّى اللَّه عليه و آله را و حال آنكه ايشان ميدانستند صدق او را و اينكه او پيامبر است ، حقّا كه مأيوس شدند از اينكه در آخرت برايشان حظ و خيرى باشد چنان كه نوميد شدند كفّارى كه مردند و در گورها گرديدند از اينكه بر ايشان در آخرت نصيبى باشد زيرا كه ايشان جدّا يقين كردند به عذاب خدا .
حسن گويد : چنانچه كفّار عرب مأيوس شدند از اينكه اهل قبور و گورستان