من قتلهم لبراء ) پس من از كشتن ايشان هر آينه برىء هستم .
فراء گويد : براء قصد كرد ، پس همزهاى كه لام است حذف كرده تخفيفا و اين موضع را از ابى الحسن گرفته كه ميگويد كه اشياء اصلش اشياء است ، و اين مبنى و روش موجب صرف نكردن براء است براى آنكه آن همزه تأنيث است .
اعراب :
زجاج معتقد است كه تقدير ( ان كنتم خرجتم جهادا فى سبيلى فلا تتخذوا عدوى و عدوكم اولياء ) است .
و بعضى گويند : كه كلام بتحقيق تمام است در موقع قول او ( اولياء ) سپس گفت
( تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ )
بنا بر تقدير ( أ تلقون ) پس همزه حذف شده مثل قول او
( وَ تِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنُّها عَلَيَّ )
« 1 » و تقدير آن اينست او تلك نعمة .
و بعضى گفتهاند : كه قول او
( تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ )
در محل نصب است .
بنا بر حاليّت از ضمير در
( لا تَتَّخِذُوا )
و با زايده است و تقديرش تلقون اليهم المودّة است چنانچه شاعر گويد :
فلمّا رجت بالشرب هزّ لها العصا * شحيح له عند الازاء نهيم
پس چون شتر براى نوشيدن آب حركت كرد عصا را براى دور كردن آن تكان داد بخيل بود براى آن در موقع آبشخوار و سر شترها داد ميكرد .
شاهد بيت رجت بالشرب ، زايد بودن باء رجت الشرب است ، و ممكنست كه مفعول تلقون محذوف و باء متعلّق به آن يعنى ( تلقون اليهم ما تريدون - بالمودة التي بينكم و بينهم و قد كفروا ) القاء ميكنيد بسوى ايشان چه ميخواهيد از مودّت و دوستى چنانى كه ميان شما و ايشان است و حال آنكه آنها كفر ورزيدند جمله در محلّ نصب است بنا بر حاليّت از عدو يا از هاء و ميم در قول او
هامش
( 1 ) - سورهء شعراء آيهء : 22 .