تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
نقض عهد و شكستن پيمان و با دست مؤمنين ويران ميكردند بوسيلهء جنگ و كشتار
( فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ )
يعنى پند بگيريد اى صاحبان خرد و بينش و انديشه كنيد و نگاه كنيد در آنچه بر ايشان نازل شد و معناى اعتبار تأمّل در كار است تا بسبب آن بشناسد چيز ديگرى را از جنس آن ، و مقصود اينست كه بسبب اين استدلال كنند بر صدق پيامبر ، زيرا كه وعده داد مؤمنين را كه خدا به زودى ايشان را وارث ديار و اموال ايشان ميگرداند بدون كشتار و جنگ كردن ، پس آن طور كه خبر داده بود واقع شد ، پس آن آيه دلالت بر نبوّت و پيامبرى آن حضرت دارد ، و دليلى در آيه نيست بر صحّت و درستى قياس در شريعت براى آنكه - اعتبار از قياس در چيزى نيست براى آنچه كه ما ياد نموديم و براى اينكه راهى براى اهل قياس ( چون ابو حنيفه و پيروانش ) نيست بسوى علم بترجيح و هيچ يك از دو گروه نميدانند علّت اصل را براى ديگرى ، پس بدرستى كه علّت ربا پيش يكى از آن دو گروه كيل و پيمانه كردن يا كشيدن و سنجش و جنس است ، و نزد ديگرى طعم و جنس دراهم و دنانير است چون آن دو جنس قيمتهاست ، و ديگران چيزهاى ديگر گفته‌اند و اينها از اعتبار نيست زيرا راهى بمعرفت و شناسائى به آن نيست .
( وَ لَوْ لا أَنْ كَتَبَ اللَّهُ عَلَيْهِمُ الْجَلاءَ )
و اگر نبود حكم و فرمانى بر ايشان كه آواره و دور از ديارشان شوند و نقل از منازلشان نمايند و منتقل از وطنشان شوند .
( لَعَذَّبَهُمْ فِي الدُّنْيا )
هر آينه ايشان را عذاب ميكرد به عذاب بيچارگى و بدبختى يا كشته شدن و اسير گشتن چنانچه با بنى قريظه چنين شد براى آنكه خداى تعالى ميدانست كه بدرستى هر يك از دو امر ( كشته شدن و اسيرى يا آواره و در بدر شدن آنان را ) در مصلحت يكسان و بى تفاوتند و تقدير او به تبعيد