فراء گويد : عرب كريم به كسى ميگويد كه هر صفت مذموم و ناپسندى از او نفى شده و مبراء از هر عيبى باشد و حتّى برى از صفتى باشد كه بدان قصد مذمّت شود ، مثلا ميگويد آن چيز نه چاق است و نه منفعتى دارد ، و اين منزل نه خانه بزرگى است و نه مسكن خوبى ، سپس ياد نموده خداوند سبحان اعمالشان را كه موجب آن بدبختىهاى ايشان شده پس فرمود :
( إِنَّهُمْ كانُوا قَبْلَ ذلِكَ مُتْرَفِينَ )
ابن عباس گويد : يعنى ايشان قبل از اين در دار دنيا متنعّم بودند و اين براى اينست كه عذاب مترف سختترين عذابها است ، و بيان نمود خداوند سبحان كه نعمتهاى الهى و ثروت آنها را غافل نمود از تنبّه و مشغول نمود ايشان را از عبرت گرفتن و موجب شد كه ترك واجبات كنند براى راحتى بدنهايشان .
( وَ كانُوا يُصِرُّونَ عَلَى الْحِنْثِ
الْعَظِيمِ )
مجاهد و قتاده گويند : يعنى آنها اصرار ميكردند بر گناهان بزرگ ، و اصرار اينست كه مقيم و مداوم بر آن شده پس نه آن را ترك كنند و نه توبه از آن نمايند .
حسن و ضحاك و ابن زيد گويند : حنث عظيم شرك است ، يعنى از آن توبه نميكنند .
شعبى و اصم گويند : كه آنها قسم ميخوردند كه كسى را كه مىميرد خدا او را مبعوث و زنده نميكند و بتها شريكهاى خدا هستند .
( وَ كانُوا يَقُولُونَ أَ إِذا مِتْنا وَ كُنَّا تُراباً وَ عِظاماً أَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ )
يعنى آنها بودند كه ميگفتند آيا اگر ما مردم و خاك شديم و استخوان پوسيده گشتيم آيا ما بر انگيخته ميشويم ، يعنى آنها انكار بعث و روز قيامت و ثواب و عقاب را مينمايند پس از روى استعباد و انكار آن ميگويند ، آيا اگر ما كه زندگان بوديم مرديم