حسن و فراء گويند : فرشهايى كه بعضى از آن بالاى بعض ديگر افتاده .
جبائى گويد : يعنى زنان و بانوانى كه در عقل و زيبايى و كمال در درجه بالا و بلندى هستند ، گويد : و براى همين در عقب آن فرمود :
إِنَّا أَنْشَأْناهُنَّ إِنْشاءً
و بزن و همسر انسان فراش گفته مىشود و از آنست فرمود : پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله
« الولد للفراش و للعاهر الحجر »
« 1 »
( إِنَّا أَنْشَأْناهُنَّ إِنْشاءً )
يعنى آنها را ما ايجاد كرديم بآفريدن جديد و تازهاى .
ابن عباس گويد : مقصود زنان انسى و آدميان و پير زالهاى كهنسال هستند و ميفرمايد : يعنى كه ما ايشان را آفريديم بعد از پيرى و كهنسالى در دنيا آفريدن ديگرى .
و بعضى گويند : يعنى ما ايجاد كرديم حورالعين را چنانچه ايشان بر آن
هامش
( 1 ) - مترجم گويد : اين از احاديث متواتره بين فريقين اهل سنّت و اماميّه است و در تواريخ عامّه و خاصّه نقل شده كه وقتى معاوية بن ابى سفيان لعنهما اللَّه خواست زياد بن ابيه لعنه اللَّه را كه روزى از عمّال حضرت على عليه السلام بود بسوى خود بكشد ، از او دعوت كرد با نامهاى كه بيا به طرف ما زيرا تو پسر پدر من ابو سفيانى نه فرزند ديگرى و نه فرزند مجهولى ، و با پول دادن و رشوه به بعضى از دلّالان فحشاء كه شهادت دهند كه ابو سفيان با سميّه ملعونه ما در زياد آميزش كرده و نطفهء حرام نجس خود را برحم او ريخته و او از ابو سفيان بوجود آمده و در شام به اين منظور مجلس بزرگى ترتيب و اعلان كرد كه زياد برادر من است و به اين توطئه او را خريد و از حق و ولايت منحرف كرد و امارت كوفه و عراق را به آن ملعون تفويض نمود ، و پس از آن حضرت امام حسن ( ع ) بمعاويه نامه نوشت و با اين جمله حديث جدّ گراميش ، آن ملعون را پاسخ داد : الولد للفراش ، و للعاهر الحجر ، فرزند متعلّق بزن شرعى است و براى زناكار و زانى جز سنگ - نصيبى نيست .