كه شما نابود و كشته شويد .
وَ لا يَأْتُونَ الْبَأْسَ
يعنى در جهاد فى سبيل اللَّه حاضر نشدند و شركت ننمودند .
إِلَّا قَلِيلًا
سدى گويد : مگر كمى كه از روى رياء و خودنمايى بيرون ميروند ، باندازهاى كه توهّم و خيال بودن ايشان با شما شود ، خداوند سبحان ميداند احوال ايشان را و چيزى از آن بر او مخفى نيست .
قتاده گويد : يعنى حاضر بجنگ نميشوند مگر از روى كراهت كه دلهايشان با مشركان است .
أَشِحَّةً عَلَيْكُمْ
يعنى به جنگ مىآيند در حالى كه بخيلانند از جنگ كردن با شما .
قتاده و مجاهد گويند : بخيلانند در كمك رسانى بجنگ زدگان و مجاهدين فى سبيل اللَّه و يارى كردن آنان . يعنى يارى نميكند شما را ، آن گاه خبر ميدهد از ترس و بزدلى آنها و فرمود :
فَإِذا جاءَ الْخَوْفُ رَأَيْتَهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ تَدُورُ أَعْيُنُهُمْ كَالَّذِي يُغْشى
پس هر گاه ترس و بيم آمد مىبينى ايشان را كه بسوى تو نگاه ميكنند در حالى كه ديدگان آنها دور مىزند مانند چشم كسى كه غشوه و بيهوشى ميآورد .
( عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ )
مرگ بر او ، و او كيست كه حال سكرات مرگش نزديك شده است ، و غشوه و بيهوشى او اسباب و مقدمات مرگ است ، پس غافل مىشود و عقلش ميرود و چشمش خيره مىشود و ديگر چشمك نمىزند ، همين طور اين گروه چشمهايشان خيره مىشود و از شدت ترس مات ميگردد ، پس هر گاه ترس و ناراحتى رفت و امنيت و غنيمت پيش آمد .