تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١
و او فارس يليل و شجاع بيقرين بود . ابن اسحاق گويد : كه عمرو بن عبد ود فرياد ميكرد ( هل من مبارز ) آيا كسى هست كه به نبرد و مبارزه با من آيد ، پس على عليه السلام در حالى كه در لباس رزم بود و خودى از آهن بسر داشت برخاست و گفت يا رسول اللَّه من به جنگ او خواهم رفت پيامبر ( ص ) فرمود بنشين يا على او عمرو است و عمرو پياپى ميگفت ، الا رجل ، الا رجل ، آيا مردى نيست ، بميدان من آيد و ميگفت بهشتى كه شما گمان ميكنيد هر كس از شما كشته شود و يا بكشد داخل آن مىشود كجاست ؟ پس على عليه السلام برخاست و گفت يا رسول اللَّه من آماده نبرد عمروم ، و عمرو براى بار سوم فرياد زد و گفت :
و لقد بححت من النّداء * بجمعكم هل من مبارز
و هر آينه بحقيقت كه من فرياد زدم بجمع شما مسلمين آيا كسى هست كه به نبرد من آيد .
و وقفت اذ جبن المشجع * موقف البطل المناجز
و من ايستادم زمانى كه دلاوران ترسيدند در مكان شجاع دلير و بى پروايى .
انّ السماحة و الشجا * عة فى الفتى خير الغرائز
بدرستى كه كرم و شجاعت در جوان مرد بهترين غريزه و صفات است . پس على عليه السلام برخاست و عرض كرد يا رسول اللَّه من مرد ميدان اويم و آن حضرت فرمود : على او عمرو است ، گفت : گرچه عمرو باشد و از پيامبر اجازهء نبرد با او را گرفت و پيامبر به او اجازه داد .
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 41 | الشيخ الطبرسي / ستوده / شيخ محمد رازى