تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
را كه خدا بسوى شما فرستاده و اقرار كنيد برسالت آنها و حبيب يقين كرده بود به پيامبرى ايشان چون وقتى او را دعوت بسوى حق كردند گفت آيا براى اين كار مزدى خواهيد گرفت ، گفتند نه . ابن عباس گويد : حبيب مبتلا به بيمارى جذام و فلج بود پس رسولان او را شفا دادند و او ايمان آورد به آنها .

حكايت رسولان انطاكيه

گويند : حضرت عيسى عليه السلام دو نفر از حواريين را بعنوان رسالت به شهر انطاكيه فرستاد تا مردم آنجا را بسوى توحيد دعوت نمايند ، پس چون به نزديك شهر رسيدند پير مردى را ديدند كه گلّه‌اش را چوپانى ميكرد و او حبيب صاحب يس بود ، پس حبيب بايشان گفت شما كيستيد گفتند ما فرستادگان عيسى هستيم آمده‌ايم كه شما را از عبادت و پرستش بتها بعبادت خداى بخشنده دعوت كنيم ، گفت آيا با شما معجزه و نشانه‌اى است ، گفتند آرى ما بيماران را شفا ميدهيم جذامى و برصى را باذن خدا معالجه ميكنيم ، گفت من يك پسر دارم بيمار و بسترى است و چند سالست كه قادر نيست از جا حركت كند ، گفتند ما را بمنزلت ببر تا از حال او مطّلع شويم . پس باتفاق او بمنزلش رفته و دستى بر بدن فرزند بيمارش كشيدند ، پس همان لحظه باذن خدا شفا يافت و صحيح و سالم از جا برخاست ، پس در شهر شايع شد و بيماران بسيارى بدست آن دو نفر شفا يافتند ، و براى مردم انطاكيه پادشاهى بود كه بت ميپرستيد و اين خبر به گوش او رسيد پس آنها را خواست و گفت كيستيد گفتند : ما فرستادگان عيسى ( ع ) هستيم ، آمده‌ايم كه شما را از پرستش
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 382 | الشيخ الطبرسي / ستوده / شيخ محمد رازى