شماست با قامت و پايدارى شما بر كفر بخداى تعالى ، و امّا فرا خواندن بسوى توحيد و عبادت خداى تعالى پس در آن نهايت بركت و خير و خوشبختى است و در آن بدبختى نيست .
و ابى عبيده و مبرّد گفتهاند : يعنى فال بد شما حظ و نصيب شماست ، از خير و شر .
أَ إِنْ ذُكِّرْتُمْ
يعنى اگر ياد آور شويد و اين جمله را گفتيد ؟
و بعضى گفتهاند : يعنى اگر ياد آور شديم شما را ما را تهديد ميكنيد و آن مثل اول است ، و بعضى گفتهاند : يعنى اگر فكر و انديشه نموديد خواهيد شناخت صحّت آنچه براى شما گفتيم .
بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ
يعنى در ما چيزى كه موجب بدبختى و فال بد زدن باشد نيست و لكن شما از حدّ تجاوز كردهايد در تكذيب رسولان و معصيت و اسراف به معناى افساد كردن و تجاوز از حد است و سرف به معناى فساد است طرفه گويد :
ان امرؤا سرف الفؤاد يرى * عسلا بماء سحابة شتمى
يعنى بدرستى كه مردى بد دل سب و ناسزا گفتن به من را شيرين و گوارا ميداند
وَ جاءَ مِنْ أَقْصَا الْمَدِينَةِ رَجُلٌ يَسْعى
ابن عباس و جماعتى از مفسرين گويند : و آمد مردى از انتها و دورترين نقاط شهر كه نامش حبيب نجّار بود و او در موقع ورود رسولان بده ايمان آورده بود به آنها و منزلش نزديكى دورترين دروازهاى از دروازههاى شهر بود ، پس چون شنيد كه قوم او تكذيب پيامبران نموده و عازم كشتن آنها هستند ، آمد در حالى كه سخت ميدويد
قالَ يا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِينَ
گفت اى قوم من پيروى كنيد پيامبرانى