باظهار نون از آيه
ن وَ الْقَلَمِ
و اخفاء آن از " يس " خواندهاند ، و امّا عاصم پس او در روايت حفص نون هر دو آيه را ظاهر ميكرد .
و روايت برجمى از ابى بكر و محمد بن غالب از اعشى از ابى بكر نون از ( ياسين ) را ظاهر و در
" ن وَ الْقَلَمِ "
در روايت عليمى از جماد مخفى ميگردد و امّا يعقوب : او نون هر دو را در روايت روح و زيد ظاهر و در روايت رويس مخفى ميداشت ، و اهل حجاز و بصره و ابو بكر ( تنزيل ) برفع خوانده و ديگران از قاريان بنصب ( تنزيل ) خواندهاند و در شواذ قرائت ثقفى ( يس ) به فتح نون و قرائت ابى السماك يس بكسر ، ن ، و قرائت كلبى يسن برفع نون آمده و در قرائت ابن عباس و عكرمه و ابن يغمر و نخعى و عمر بن عبد العزيز " فاغشيناهم " با عين ، و در قرائت ابن محيص و زهرى ( انذرتهم ) با يك همزه آمده است .
دليل :
ابو على گويد : از چيزهايى كه اماله فتحه را از يس نيكو مىكند ، مثل كسره اينست كه ايشان گويند يا زيد رايى زيد گويند ، پس فتحه را اماله مثل كسره ، و الف را مثل ياء نمايند و اگر چه قول ايشان است يا حرفى بر دو حرف است - ( ر ، و الف ) و حروفى كه بر دو حرف باشد چيزى از آن اماله نميشود مثل لا و ما پس وقتى اماله كردند از حروف حرفى را كه اماله نميشود بخاطر يا ، پس اگر اماله كنند اسمى را كه آن ( يا ) از ياسين است بهتر است ، آيا نمىبينى كه اين حروف نامهايى هستند وقتى تلفظ به آن مىشود ، و امّا از ميان نونها نون از يس پس البته اين اماله در آن جايز است ، و اگر چه نون ساكنه با حروف فميّه مخفى و روشن نميشود براى آنكه اين حرفها بنا بر وقف شده است ، و از آنچه كه دلالت بر اين مىكند اجازه دادن ايشانست در آن نون جمع بين دو ساكن