عزتمندى آمرزنده است .
29 - آنان كه كتاب خداى را ميخوانند و نماز را بپاى ميدارند و از آنچه ايشان را روزى دادهايم انفاق ميكنند تجارتى را كه هرگز تباه نگردد اميدوارند 30 - ( اين عملهاى نيكو را انجام دادهاند ) تا خدا مزد كردارشان را بديشان بتمامى بپردازد و از بخشش خود ايشان بيفزايد زيرا كه خدا آمرزندهاى سپاس پذير است .
شرح لغات :
مفرد جدد جده و امّا جدد جمع جديد ، مبرّد گويد جدد راهها و خطوط است . امرء القيس گويد :
كانّ سراته و جدة منته * كنائن يجرى بينهنّ دليص
مثل آنكه اسب او و پشت آن مانند جعبه تير برّاق بود كه در بين آن جريان داشت . يعنى خطهاى سياه در پشت گور خر وحشى ، و هر راهى جده و جاده است ، فراء گويد ، آن راههاى كوهستانى است كه مانند رگهاى سفيد و سياه و سرخ به نظر ميرسد ، و مغرب سياه سختى است كه شبيه برنگ كلاغ سياه است .
اعراب :
( مختلفا ) صفت براى مثمرات و
( أَلْوانُها )
مرفوع است براى آنكه فاعل باشد ،
( مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ )
خبر براى مبتداء محذوف است ، و تقديرش ما هو مختلف الوانه است پس هاء در الوانه به هو بر ميگردد و ممكنست كه هاء - بموصوفى برگردد مختلف تقديرش ( جنس مختلف الوانه ) است و آن صحيحتر است ،
سِرًّا وَ عَلانِيَةً
ممكنست كه بنا بر حاليت منصوب باشد بر تقدير ، انفقوا