وَ هُوَ الْعَزِيزُ
يعنى قادر چنانى كه عاجز نميشود
( الْحَكِيمُ )
در افعالش دانا و محكم كار است ، چه انعام كند و چه امساك از رحمت نمايد ، براى آنكه او آنچه حكمتش اقتضا كند مىكند ، سپس مؤمنين را خطاب نموده و گفت :
يا أَيُّهَا النَّاسُ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ
اى مردم ياد كنيد نعمت خدا را بر خودتان نعمت ظاهرى و نعمت باطنى كه از جمله آن شما را آفريد و ايجاد كرد و زنده نمود و شما را توانا نمود و اشتهاء شهوت در شما قرار داد و براى شما آفريد اقسام لذّتها و منافع را .
هَلْ مِنْ خالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ
آيا خالقى جز خدا هست كه شما را از آسمان و زمين روزى دهد اين استفهام تقديريست براى ايشان ، و معنايش نفى است تا آنكه اقرار كنند به اينكه خالقى نيست مگر خدا و روزى ميدهد از آسمان بوسيلهء باران و از زمين بسبب روئيدنىها ، و آيا جايز است اطلاق لفظ خالقى بر غير خداى سبحان ، در آن دو وجه است :
1 - اينكه اين لفظ بر احدى جز خدا اطلاق نميشود ، و فقط غير خدا به لفظ خالق توصيف مىشود بنا بر جهت تقييد اگر چه جايز است اطلاق لفظ صانع و فاعل و رازق و مثل آنها بر غير خدا .
2 - يعنى خالقى نيست كه روزى دهد و روزى را بوجود نمىآورد مگر خداى تعالى .
لا إِلهَ إِلَّا هُوَ
يعنى معبودى جز او نيست كه شايسته پرستش و عبادت باشد .
فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ
يعنى چگونه منصرف از راه حق بگمراهى ميشويد .
و بعضى گفتهاند : يعنى كجا عدول ميكنيد از اين دليلهايى كه براى شما اقامه كردم بر توحيد با وضوح و آشكارى آن ، سپس تسلّى داد خدا پيامبرش