تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
فَجَعَلْناهُمْ أَحادِيثَ
پس قرار داديم داستان ايشان را براى كسانى كه بعد از ايشان ميآيند قصّه و حكايت كه براى هم بگويند شرح حال آنها را و مثل به آنها بزنند پس بگويند و متفرّق شدند مردم سبا وقتى كه پراكنده - شدند بزرگترين پراكندگىها و آوارگىها .
هامش
( دروغ به تو بسته‌اند ، گفت آن چيست ، فرمود ، خيال ميكنند كه تو مىگويى خدا بندگانش را آفريده و كارهايشان را تفويض و بخودشان واگذاشته است پس حسن ساكت شد ، پس فرمود ، آيا تو ديده‌اى كسى را كه خدا كه خدا به او فرمود تو در امانى باز خوف و ترسى بر او باشد ، بعد از اين وعده حسن گفت نه ، حضرت فرمود ، من به تو نشان مىدهم و تو را از امر بزرگى نهى ميكنم و گمان نميكنم تو را مگر آنكه بر غير جهت آن تفسير كنى ، پس اگر اين كار را كردى هم خود را قطعا هلاك كردى و هم مردم را ، گفت آن كدام است ؟ فرمود ، آيا ديدى كه خدا ميفرمايد :وَ جَعَلْنا بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ الْقُرَى الَّتِي بارَكْنا فِيها قُرىً ظاهِرَةً وَ قَدَّرْنا فِيهَا السَّيْرَ سِيرُوا فِيها لَيالِيَ وَ أَيَّاماً آمِنِينَ. اى حسن شنيدم كه تو فتوا ميدهى و مىگويى آن مكّه است . پس حضرت باقر عليه السلام فرمود : آيا دزد راه را بر حاجيان - نگرفته ، و آيا اهل مكه ترسى ندارند ، و آيا اموالشان غارت نشده ، پس چه وقت آنها در امان بوده‌اند بلكه درباره ما خدا مثل زده در قرآن پس شما هستيم قريه‌هايى كه خدا بركت داده در آن و اين قول خداست ، پس هر كس كه اقرار بفضل و مقام ما آن طور كه خدا امر كرده كند بسوى ما آيد ، پس فرمودوَ جَعَلْنا بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ الْقُرَى الَّتِي بارَكْنا فِيهايعنى قرار داديم بين ايشان و بين شيعيان ايشان قريه‌هايى كه بركت داديم در آن قراء ظاهره و قراء ظاهره راويان و ناقلين احاديث ما بشيعيان ما و فقهاء شيعيان ما هستند و قول خدا كه فرمود ،وَ قَدَّرْنا فِيهَا السَّيْرَپس سير مثل علم است شب و روز در حالى كه ايمن هستيد از ما علم را گرفته و بايشان از حلال و حرام و فرائض و احكام برسانيد در امان هستيد وقتى علم را از معدن آن كه مأمور شديد گرفتيد ، در امان از شك و گمراهى و ناقلين از حرام هستيد براى آنكه ايشان علم را از خدا فرا گرفته و خدا واجب كرده بر آنها كه از آنان فرا بگيرند براى