ابو على گويد اگر ( اذا ) در محل نصب به مزقتم قرار گيرد لازم است كه حكم شود كه در محل جزم باشد براى آنكه ( اذا ) در اينجا جايز نيست كه منصوب باشد تا تقدير گردد جزم فعلى كه آن شرط انّه ( اذا ) و جزم به آن هم جايز نيست كه كتاب بر آن حمل شود ، به جهت اينكه مجزوم بودن " فنضارب " فقط در ضرورت شعر است ، پس اگر حمل شود كه محل ( اذا ) نصب است و فعلى در محل جزم تقدير نشده جايز نيست براى اينكه جايز نيست كه اذا بفعل اضافه شود ، و مضاف اليه در مضاف عمل نميكند و در ما قبلش هم عمل نميكند و محل فعل واقع بعد ( اذا ) مخفى است ، پس وقتى كه نزد تو زيد غلام ضارب جايز نباشد ميخواهى غلام ضارب زيدا جايز باشد ، پس همچنين جايز نيست كه محلّ اذا منصوب بمزقتم باشد ، تقدير آن ( ينبّئنّكم اذا مزقتم كلّ ممزّق بعثتم او نشرتم ) خبر ميدهد شما را هر گاه ريز ريز شديد تمام ريز ريز شدن مبعوث شويد با منتشر شديد ، در قيامت و يا هر چه كه شبيهتر است به اين از افعالى كه قول خدا
إِنَّكُمْ لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ
دلالت بر آن كرده و تفسير آن نمايد و اگر چنين فعلى قبل از " اذا " تقدير و فرض شود جايز است پس تقدير اين باشد ( ينبئنّكم فيقول لكم تبعثون اذا مزقتم كلّ ممزق ) خبر ميدهد شما را پس مى گويد بشما برانگيخته ميشويد هر گاه ريز ريز شديد ، و جواب اذا بنا بر اين تقدير مضمر خواهد بود و گويا گفته تبعثون اذا مزقتم كل ممزق بعثتم برانگيخته ميشويد هر گاه ذرّه ذرّه شديد مبعوث شويد ، پس اذا مستغنى از اظهار جواب خواهد بود زيرا بر آن مقدّم شده چيزى كه دلالت بر آن مىكند مثل انت ظالم ان فعلت ، تو ستمكارى اگر كردى و همچنين حذف مىشود شرط براى دلالت جزاء بر آن هر گاه بعد از كلام غير واجب مثل امر و استفهام و امثال آن