سليل قروم سادة مثل ذادة * يبدون اهل الجمع يوم المحصّب
فرزندان سادات مانند مدافعين و حاميانى كه سبقت ميگيرند براى شرافتشان اهل عرفات و منى را در روز محصّب ( محلّى ميان منى و عرفات است ) .
و جهت جمع با الف و تاء آنها ميگويند : الطرقات و المعنات در معن جمع معين ، اعشى گويد :
جدّك التالد الطريف من السا * دات اهل القباب و الآكال
جدّ تو از سادات و بزرگانى بودند قديمى تازه و ظريف اهل قبه و بارگاه و تاج و دستگاه .
ابو الحسن گويد : آن عربى است ( و كبر ) مانند عظم است و كثرة به اين موضع شبيهتر است براى اينكه مرتّبا لعن ميشوند و در قرآن آمده
يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ
لعنت مىكند ايشان را خدا
" وَ يَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ "
« 1 » و لعنت مىكند ايشان را لعنت كنندگان ، پس كثير او كثرت شبيهتر است به تكرار و مرا راز كبر و قول خدا يوم تقلب وجوههم تقديرش يوم تقلب السعير وجوههم است فعل را نسبت به آتش داده براى اينكه تقليب و زير رو شدن در آتش و بسبب آتش است فرمود : مكرا الليل و النهار ، براى آنكه مكر در شب و روز واقع مىشود و براى همين است قول رؤبه كه ميگويد :
فنام ليلى و تجلى همى * و كنت ذا هم و راعى نجم
پس ليلى بخواب رفت و غصّه من بر طرف شد و من غمناك و مراقب ستاره بودم .
و قول ابن مسعود ( عبد اللَّه وجيها ) وجاهت و آبرومندى او نزد خدا از اينكه بنده بود مر خدا را فهميده نميشود ، پس قرائت مشهور و كان عند اللَّه -
هامش
( 1 ) - سورهء بقره آيهء : 159