وَ ما مَلَكَتْ يَمِينُكَ
يعنى ما حلال كرديم آن زنهايى را كه مالك آنها شدى از كنيزان .
مِمَّا أَفاءَ اللَّهُ عَلَيْكَ
از غنائم و اسيران جنگى و انفال كه از آن غنائم ماريه قبطيه مادر و فرزندش ابراهيم بود « 1 » و از انفال صفيه و جويريه بودند كه پيغمبر ( ص ) آنها را آزاد و تزويج فرمود .
وَ بَناتِ عَمِّكَ
يعنى و حلال كرديم بر تو دختران عمويت را .
وَ بَناتِ عَمَّاتِكَ
) و دختران عمههايت يعنى زنان قريش .
وَ بَناتِ خالِكَ وَ بَناتِ خالاتِكَ
دختران دايى و دختران خالههاى تو ، يعنى زنان بنى زهره .
اللَّاتِي هاجَرْنَ مَعَكَ
آن زنانى كه از مكه با تو هجرت بمدينه نمودند ، اين پيش از تحليل غير زنان مهاجره بوده ، سپس شرط هجرت در تحليل نسخ شد .
وَ امْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَها لِلنَّبِيِّ
يعنى ما حلال كرديم بر تو زنى را كه توحيد خداى تعالى را تصديق كرده كه خود را به تو بدون صداق هبه نمايد ، و زن غير مؤمنه اگر خود را به تو ببخشد براى تو حلال نيست .
إِنْ أَرادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَها
يعنى اگر اختيار كرد پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله نكاح او را و تمايل به آن داشت .
هامش
( 1 ) - مترجم گويد : ما در چند صفحهء قبل ياد نموديم كه ماريه را پادشاه اسكندريه با تحف و هدايايى بوسيله نماينده و سفير آن حضرت اهداء نمود ، و اكثر محدثين هم مانند علامه مجلسى در بحار الانوار و مرحوم محدث قمى در منتهى الآمال اين مطلب را متذكر شدند كه ماريه هديه بود نه غنيمت و اسير جنگى . . .