وَ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُمْ
يعنى و آنچه كه ما بر ايشان عهد كرديم در زنانى كه در ملك و تصرّف آنهاست كه ملكيت بر آنها واقع نشود مگر بوجوه معيّنهاى از خريدن و بخشوده شدن و ارث بردن و اسارت و ما مباح كرديم بر تو غير آن را و آن انتخاب و برگزيدن تو است كه از اسيران براى خودت اختيار نمايى و ما البتّه تخصيص داديم تو را به اين ويژگىها بنا بر علم و دانش ما به مصلحتى كه در آن است ، نه از روى هوا و بيقاعدگى و بى مصلحتى .
لِكَيْلا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ
يعنى تا اينكه حرج را از تو بردارد و آن تنگى و گناه است .
وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً
و خداوند آمرزنده گناههاى بندگانست .
( رَحِيماً )
و بايشان و يا به تو مهربانست در رفع و برداشتن حرج و زحمت از تو .
هامش
( 14 - ديدگانش بخواب ميرفت ولى قلبش بيدار بود .
15 - هم چنان كه جلو و پيش روى خود را ميديد عقب سر و راست و چپ خود را ميديد بدون آنكه سر برگرداند .
16 - در آفتاب و مهتاب كه ميرفت سايهاى براى او نبود .
17 - وجوب قضاء دين كسى كه از دنيا رفته و مالى نداشته كه دين خود را اداء كند .
18 - حرمت نوشتن با خط مباركش با اينكه ميتوانست به تمام لغات - بنويسد و بخواند . 19 - حرمت شعر گفتن با اينكه اگر ميخواست بگويد اشعر شعراء بود . - 20 - حرمت نكاح زنان كفّار و مشركان مگر آنكه ايمان آورند .
خلاصه اختلاف در ميان علماء سنت و فقهاء شيعه درباره خصايص و خصال مختصه آن حضرت بسيار است ، علامه حلى عليه الرحمه در كتاب تذكره مفصّلا ذكر كرده و حتى اقوال شافعى و غير او را هم در اين موضوع ياد كرده است و مرحوم علامه مجلسى در ج 16 بحار الانوار طبع جديد ص 382 بسيارى از اين خصايص را ياد نموده ، بدانجا مراجعه شود .