پرهيز ميكرد حق پرهيز كردن و ميترسيد در چيزى كه واجب است كه ترسيد در آن و لكن خدا اراده كرد ترسيدن حيا را بعلّت اينكه حيا و آزرم غالب بود بر اخلاق كريمانه آن حضرت ( ص ) چنان كه خداى سبحان فرمود :
( ان ذلكم كان يؤذى النبى فيستحى منكم ) اين عمل شما پيامبر را اذيت مىكند ، پس از شما حيا مينمايد « 1 » .
و بعضى گفتهاند : كه زينب شريفه از خاندان شرف بود زيرا نوه عبد المطلب و دختر عمّه پيامبر بود و پيامبر او را تزويج بزيد غلام و پسرخوانده خود كرده بود و براى زينب ننگ بود كه همسر بندهاى باشد ، پس پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله اراده كرد شرفى به شرافت ذاتيش بسبب تزويجش با او افزوده شود و اين بود سبب تزويج او بزيد ، پس قصد نمود كه هر وقت زيد او را رها كند با او تزويج نمايد .
داستان ازدواج زينب با پيامبر ( ص )
ابو مسلم گويد : كه عرب جاهلى پسر خوانده را نازل منزله فرزند صلبى خود قرار ميدادند در احكام توارث و غيره ، پس پيامبر ( ص ) خواست كه اين را بكلّى باطل كند و سنّت و آئين جاهليت را نسخ نمايد ، پس تزويج زينب را در دل خود مخفى ميداشت براى همين مقصود تا اينكه مردم نگويند زن پسر ( عروس خود ) خود را گرفته و به آن حضرت نسبت بدهند چيزى را كه آن جناب از آن منزّه است و براى همين فرمود
أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ
و گواهى بر اين تأويل قول خدا در ما بعد آن كه فرمود :
فَلَمَّا قَضى زَيْدٌ مِنْها وَطَراً زَوَّجْناكَها لِكَيْ لا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْواجِ أَدْعِيائِهِمْ إِذا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَراً
هامش
( 1 ) - احزاب آيهء : 53 ( همين سورهاى كه در ديدگاه شماست )