أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ
همسرت را براى خودت نگهدار ، پس خداوند سبحان به او فرمود چرا گفتى زنت را براى خودت نگهدار و حال آنكه اعلام كردم تو را كه به زودى زينب از همسران تو خواهد بود ؟
و از حضرت على بن الحسين ( ع ) هم همين روايت شده است و اين تأويل موافق تلاوت آيه است ، كه خداوند سبحان اعلام كرد كه او ظاهر مىكند آنچه را كه او مخفى داشته و ظاهر نكرده غير تزويج را ، پس فرمود : ما او را به تو تزويج كرديم ، پس اگر آنچه را كه محبت آن را پنهان داشته يا اراده طلاق او را مخفى نموده خداوند تعالى هر آينه آن را اظهار ميكرد ، اين با وعده خداوند است كه او ظاهر ميسازد ، پس اين دلالت دارد بر اينكه فقط آن حضرت مورد عتاب خدا شده براى اينكه بزيد گفت :
" أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ "
با علمش به اينكه به زودى از همسران او خواهد بود ، و كتمان او چيزى را كه خدا به او آگاهى داده بود به آن وقتى كه شرم و حيا نمود كه بزيد بگويد كه اين زنى كه تو دارى به زودى زن من خواهد بود .
بلخى گويد : و جايز است كه نيز بوده باشد بنا بر آنچه كه ميگويند كه پيامبر او را ديد و از او خوشش آمده و آرزو كرده كه زيد از او جدا شود تا او وى را تزويج كند و اين را مكتوم و مخفى داشت براى اينكه اين تمنّى و آرزو غريزه و طبيعت بشرى است و براى احدى هم باكى و اشكالى نيست ، كه از چيزى كه خوشش آمد آرزوى او را نمايد « 1 » .
هامش
( 1 ) - مترجم گويد : آرى غريزه و طبيعت بشرى چنين اقتضايى دارد ، اما بشر و انسان معمولى نه مثل پيامبرى كه خود فرمودند ما را قياس با ساير مردم نكنيد - پيغمبر ( ص ) به حكم قرآن ولىّ است بر همه ممكنات كه يكى از آنها غريزه و طبيعت است ، پس آن نفعى در پيغمبر ندارد .