تو شود نظم - گندم از گندم برويد جو ز جو . صولى گويد كه عون بن محمد اين اشعار را براى من انشا كرد و گفت كه منصور بن طلحه اين اشعار را از براى من انشا كرد و گفت ابو محمد بريدى رضى الله عنه گفت كه چون حضرت رضا ( ع ) وفات كرد اين مرثيه را گفتم .
ما لطوس لا قدس الله طوسا
كل يوم تحوز علقا نفيسا
بدأت بالرشيد فاقتنصته
و ثنت بالرضا على بن موسى
يا امام لا كالأئمة فضلا
فسعود الزمان عادت نحوسا
يعنى چه باك بود شهر طوس را باكى نيست او را خدا او را مطهر گردانيد در هر روزى كه در برگرفت چيز نيكوى پاكيزه را ابتدا كرد بهارون الرشيد و او را شكار كرد و شكار خود را دو گردانيد بعلى بن موسى الرضا ( ع ) اى امامى كه نيست مثل ساير پيشوايان در فضل يعنى او را فضل است و خلفا و پيشوايان جور را فضل نيست پس نيكى و سعد زمان بسبب وجود آن بزرگوار و از زمان وفاتش برگشت و مبدل بنحس شد « مترجم گويد » اين ترجمه بنا بر اين بود كه لفظ لا جواب ما بر استفهاميهء باشد و ممكن است كه لا جواب استفهام نباشد بلكه فعل تقديس را نفى كند و غرض شاعر نفرين بطوس است كه چنين بزرگوارى را پنهان كرده و ممكن است كه شاعر در زمان تقيه اين شعر را گفته باشد چنان كه از ظاهر لفظ فرد ثانى مستفاد مىشود و مقصود اين است كه اى طوس خداوند ترا مقدس نگرداند هر روز چيزى نفيس را در بر ميگيرى روزى هارون را و روزى على بن موسى ( ع ) را و المعنى في بطن الشاعر « مصنف گويد » شيخ صدوق عليه الرحمه گويد كه در كتابى اين اشعار را يافتم كه نسبت بمحمد بن حبيب جنى داده بودند « مترجم گويد » اين نسخه شريفه اقل الطلاب علما و عملا غلامرضا ابن محمد سعيد خوانسارى غفر الله له و لوالديه گويد كه چون مرثيه طولانى است مناسب است كه هر شش فرد جداگانه تفسير شود تا ناظرين را از تطبيق لفظ با معنى بهرهء حاصل گردد و اگر خواهند ترجمهء هر لقطى از هر فردى را بدانند به آسانى فهمند و له التوفيق و اليه الزلفى و حسن المآب .
قبر بطوس اقام به امام
حتم اليه زيارة و لمام
قبر اقام به السلام و اذ غدا
تهدى اليه تحية و سلام
قبر سنا انواره تجلو العمى
و بتربه قد تدفع الاسقام
قبر تمثل للعيون محمدا
و وصيه و المؤمنون قيام
خشع العيون لذا و ذاك مهابة
في كنهها التحير و الاوهام
قبر اذا حل الوفود بربعه
رحلوا و حطت عنهم الآثام
يعنى قبرى است در طوس كه امامى در آن مدفون است كه واجب است فرود آمدن