« باب شصت و چهارم » « در ذكر بعضى از مراثى كه در وفات آن بزرگوار گفته شده »
از احمد بن على انصارى مرويست كه گفت ابن مشيع مرقى رضى الله عنه اين اشعار را در مرثيه حضرت رضا ( ع ) گفته است .
يا بقعة مات بها سيدى
ما مثله في الناس من سيدى
مات الهدى من بعده و الندى
و ثمر الموت به يقتدى
لا زال غيث الله يا قبره
عليك منه رائحا مغتدى
كانت لنا غيثا به نرتوي
و كان كالنجم به نهتدى
ان عليا ابن موسى الرضا
قد حل و السود في ملحدى
يا عين فابكى بدم بعده
على انقراض المجد و السودد
يعنى اى بقعهء كه وفات يافته است در آن مهترى كه در ميان مردم مانند او نبوده است ، بعد از او هدايت و بخشش منقطع شد و مرگ در بردن اوصاف جميله و اخلاق حسنه از مردم جد و جهد كرد و در اين عمل به او اقتدا كرد و متابعت او نمود يعنى بسبب وفات يافتن او چون جامع صفات كماليه جماليه و جلاليه بود جميع كمالات از عالم بر طرف شد اى قبر مهترى كه مثل او مهترى نبود پيوسته رحمت خدا بر تو باد و در هر صبح و شام از تو در ميان خلق منتشر باد چه آن بزرگوار در ميان ما چون بارانى بود كه هميشه سيراب ميشديم از آن و مانند ستارهء بود كه على الاتصال از آن راه مىيافتيم همانا على بن موسى الرضا ( ع ) بتحقيق وفات يافت و بزرگى در قبر پنهان شد و قبر آن بزرگ را پوشيد پس اى چشم بعد از او خون گريه كن بر منقرض شدن بزرگى و مهترى على بن ابن عبد الله خوافى را مرثيه اى است از براى حضرت رضا ( ع ) افضل الصلوات و اكمل التحيات .
يا ارض طوس سقاك الله رحمته
ما ذا حويت من الخيرات يا طوس
طابت بقاعك في الدنيا و طيبها
شخص ثوى بسناباد مرموس
شخص عزيز على الاسلام مقرعه
في رحمة الله مغمور و مغموس