آن يكى بر رفت بالاى درخت * مى فشاند آن ميوه را دزدانه سخت
صاحب باغ آمد وگفت : اى دنىّ * از خدا شرميت گو چه مى كنى ؟
گفت : از باغ خدا بنده خدا * گر خورد خرما كه حق كردش عطا
عاميانه چه ملامت مى كنى * بخل بر خوان خداوند غنى ؟
گفت : اى ايبك بياور آن رسن * تا بگويم من جواب بوالحسن
پس ببستش سخت آن دم بر درخت * مى زدش بر پشت وپهلو چوب سخت
گفت : آخر از خدا شرمى بدار * مى كشى اين بي گنه را زارزار
گفت : كز چوب خدا اين بنده اش * مى زند بر پشت ديگر بنده اش
چوب حق وپشت وپهلو آن أو * من غلام آلت وفرمان أو
گفت : توبه كردم از جبر اى عيار * اختيار است اختيار است اختيار
اختيارش اختيار ما كند * امر شد بر اختيار اى مستند
من المبدأ إلى المعاد في حوار بين طالبين — صفحة 202
مساهمون: الشيخ المنتظري
ص٢٠٢