جنگيدهاند و كشته نشدهاند آنان هم اعمالشان از بين نمىرود ، همانگونه كه آن كس كه در راه خدا كشته شده است عملش از بين نخواهد رفت ، بنا بر اين قاتلوا بخاطر عموميّت بيشترى كه دارد بهتر از قتلوا خواهد بود .
لغات آيات :
بالهم - بمعنى حال و شأن است ، و بال به قلب هم گفته مىشود ، ميگويند ( خطر ببالى كذا ) يعنى : فلان مطلب بخاطرم آمد ، بال جمع بسته نمىشود زيرا كه از دو لغت مشترك ديگرش حال و شأن ابهام بيشترى دارد .
أثخنتموهم - اثخان بمعنى كشتار فراوان و پيروزى دشمن و غلبهء آنان است ، و در مورد بيمارى كه مرض او را از پاى در آورده است مىگويند : ( أثخنه المرض ) يا زخم خوردهاى كه زخم شديدى داشته باشد گويند : ( أثخنه الجراح ) .
الوثاق - وثاق اسم است براى ايثاق يعنى : بشدّت در بند كشيدن در مورد كسى كه سخت به اسارت كشيده شده است كه ديگر رهايى نداشته باشد ، ميگويند :
( أوثقه ايثاقا و وثاقا ) .
أوزارها - أوزار بمعنى سلاحهاى جنگى است ، اصل وزر به چيزى گويند كه انسان آن را بدوش كشد ، بعدا اسلحه را اوزار ناميدند چون اسلحه نيز حمل مىشود ، اعشى شاعر گفته است :
( و أعددت للحرب أوزارها * رماحا طوالا و خيلا ذكورا
و من نسج داود يحدو بها * على اثر الحىّ عيرا فعيرا ) .
يعنى : ( براى جنگ سلاحهاى آن را آماده ساختهام نيزههايى بلند و اسبهايى نر و از زرههاى بافت داود و شترانى پشت سر هم كه براى آنان حدى خوانده مىشود ) .