را مورد خطاب قرار داده ميفرمايد :
« أَ فَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّى وَ مَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرى »
يعنى : از اين خدايانى كه بدون خدا ميپرستيد ، به من خبر دهيد ، و نيز از فرشتگانى كه با خدا ميپرستيد و خيال ميكنيد فرشتگان دختران خدا هستند ؟
از جبائى نقل شده است يعنى : اى كسانى كه خيال ميكنيد لات و منات و عزى دختران خدا هستند به من بگوئيد آيا اين درست است ؟ زيرا كسانى بودهاند كه ميگفتهاند ما اين بتها را ميپرستيم چون آنها دختران خدا هستند .
بعضى هم گفتهاند كه بتپرستان خيال ميكردند كه فرشتگان دختران خدا هستند و لذا بتهاى خود را به شكل آنان ميساختند و بجاى عبادت خدا بپرستش آنها ميپرداختند ، و براى بتهاى خود نامهايى از اسامى خدا انتخاب مىنمودند ، و ميگفتند ( لات ) از ( اللَّه ) و ( عزى ) از ( عزيز ) گرفته شده است .
و كسايى وقف را بر ( لات ) با تاء انجام ميداد ، چون پيروى از عبارت مصحف مىنمود كه با حرف تاء نوشته شده است ، و ( عزى ) تأنيث ( اعز ) است كه بمعنى ( عزيزه ) مىباشد .
از حسن و قتاده نقل شده ( لات ) بتى بوده است كه طايفهء ثقيف آن را ميپرستيده است ، و نيز ( عزّى ) بت است .
از مجاهد نقل شده است ( عزى ) درخت بزرگى بود از ( طلح ) كه طايفه غطفان آن را ستايش ميكردند كه رسول خدا ( ص ) خالد بن وليد را فرستاد و آن را بريده گفت :
( يا عز كفرانك لا سبحانك * انى رأيت اللَّه قد اهانك )
يعنى : ( اى عزى من به تو كافرم و تو را منزّه نميدانم ، زيرا من ديدهام كه - خداوند به تو اهانت كرده است ) .
قتاده گفته است مناة بتى بوده است در روستاى ( قديد ) بين مكه و مدينه .